غياث الدين منصور دشتكي شيرازي
103
تحفة الفتى في تفسير سورة هل أتى
در علم كلام وفلسفهء الهى با براهين قطعي روشن شده كه نفس نبويّه به دليل زيادى صفا وفرط لطافت وشدت نورانيت وكمال تجرّد ، اتّصال مستمر به مجردات عاليه واتحاد كامل با روح القدس دارد . همهء حجابهاى مادي از جمله قواى ظاهري وبدن نمىتواند در مقابل آن شدت صفاى نفساني حاجب ومانع باشد . به همين جهت نفس نبويه ، كليهء صور مثالي ومثل نوري وأجسام لطيف غير مادي واشكال غير هيولانى چون أصناف ملائكة وامناى وحى وساير مجردات برزخيه را كه قابل مرئى شدن براي أنبياء وأوصياء مىباشد ، مشاهده مىفرمايد . واين مشاهده به طور عادى بهواسطه انطباع صور آنها در بنطاسيا ، حسّ مشترك ، از طريق خارج به واسطهء حسّ ابصارى مىباشد . وهمچنين أصوات وكلمات آنها را از آيات واحكام وغيره مىشنود . به جهت آنكه قواى ظاهري وباطني هر نفسي در قوت وشدت وصفا ، تابع ومناسب آن نفس مىباشد وبه مفاد النفس في وحدتها كلّ القوى ، جميع قوى ومشاعر ظاهريه وباطنيهء شؤون نفس ناطقه هستند . . . لذا در مشاهده وسماع أنبياء چون مشاهده أعيان ونفس حقايق به طور حقيقت واقع شده است ، بههيچوجه خطائى در آنها ممكن نخواهد شد . اين قسم وحى شهودي است ودر دو صنف مندرج است : 1 - وحى القرآن 2 - وحى الحديث والسنة . امام قسم دوم ، يعنى وحى انكشافى : نفس نبويه به سبب استغراقش در عالم غيب واتصال مستمر به كليهء مجردات عاليه وعقول مجرده وساير عوالم جبروت . . . مطالب غيبيه از آن عالم واز عقل فعّال وغيره براي أو مكشوف مىشود وچون اين مجردات محضه قابل مشاهده وإبصار عادى نيستند ، پس اين علوم منكشفة ومستفاده از ايشان براي نفس نبويه نظير انعكاس أضواء در مرايا حاصل مىشود . ولهذا اين نحو از علوم نبويه ومعلومات غيبيهاش در حصولش ، مستغنى مىباشند از كليهء قوى وأصلا امكان ندارد انعكاس آنها در آلات مادّيه وانطباعش در قواى نفسانية از قبيل بنطاسيا حسّ مشترك وخيال وغيره ، حتى از طريق داخل چنانكه بعضي فلاسفه گفتهاند . زيرا انتقاش وانطباع در حسّ مشترك كه مانند آئينه ذو وجهين است ، از طريق داخل ، فقط در أموري ممكن است كه خيال ووهم مدخليتى در آنها داشته باشند وبه سبب قوت خيال وشدت واهمه از راه داخل در بنطاسيا حسّ مشترك متنقّش ومنطبع مىگردد وحالت مشاهده حاصل مىگردد . چنانچه در مجانين ، مرتاضين وغيره پيدا مىشود . ليكن چون علوم نبويّهء مذكوره صرف انكشاف حقايق واقعيه بأعيانها ازروى حقيقت وواقعيت از ناحيهء مجردات محضه به انعكاس حقيقي در نفس نبويه حاصل مىشود وأصلا قوهء وهم وخيال را در حصول آن مدخليتى نيست ، پس انطباع صور آنها در حس مشترك ممكن نخواهد بود . كتاب الوحي والإلهام ، 20 - 3 * * * ( 48 ) دحية بن خليفة الكلبىّ ابن سكيت آن را دحية الكلبي خوانده وديگران دحية يا دحية يا دحية تلفظ كردهاند . برخى نيز أصل اين كلمه را فارسي وبه معنى سيّد ويا فرماندهء سپاه دانستهاند . لسان العرب ، 14 / 252